| عنوان | پاسخ | بازديد | توسط |
|
|
این سایت تلاش دارد تاارزش های انقلاب اسلامی رابازبان ساده به تصویر بکشد
رواق منـظـر چشــمم آشـیـانه توسـت کرم نما و فرود آی که خانه خانه ی توست |
عضو شويد
ارسال کلمه عبور |
نظر شما در مورد این سایت چیست؟
|
|
صفحه اصلي : |
| تالار گفتمان : | |
| تالار گفتمان |
| منو اصلي : |
|
|
افزودن به علاقمندی ها |
تاریخ : 2/3/1391 |
| عنوان | پاسخ | بازديد | توسط |


به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پنجمین روز سفر به استان کرمانشاه، در جمع پرشور هزاران نفر از استادان، دانشجویان و دانشگاهیان، با بیان مستدل و تشریح دلایل جوانی ذاتی و طراوت همیشگی اهداف و آرمانهای نظام اسلامی، انعطاف در مهندسی نظام و تغییر به هنگام در ساز و کارها و سیاستهای تحقق این آرمانها را از ظرفیتهای نظام اسلامی برشمردند و با اشاره به مقاصد پشت پرده سناریوی آمریکا از جنجال و تهمتهای اخیر تروریستی به جمهوری اسلامی، به دشمنان ملت ایران هشدار دادند هرگونه توطئه و حرکت مخرب و مزاحم با مقابله قاطع و پشیمانکننده جمهوری اسلامی روبرو خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی با ابراز خرسندی فراوان از حضور در جمع پرشکوه، پرمغز و بسیار دلنشین دانشگاهیان استان کرمانشاه، حضور در جمع پرطراوت جوانان را باعث نشاط و روحیه مضاعف مسئولان دانستند و افزودند: نقش جوانان در گذشته و حال و آینده کشور، نقش بسیار برجستهای است بنابراین دیدار با جوانان دانشجو و تحصیلکرده از این لحاظ نیز، اهمیتی خاص دارد.
ایشان، امروز را روز مجاهدت، ایستادگی و بصیرت خواندند و با اشاره به بیداری اسلامی و کشمکشهای آشکار و پنهان و گرایشهای مختلفی که بر سر نظامهای جایگزین در مصر، تونس و دیگر کشورهای منطقه بوجود آمده افزودند: در این دوران حساسِ شکلگیری نظامهای نو در منطقه، اوضاع کلی نظام جمهوری اسلامی، یکی از عوامل تاثیرگذاری است که میتواند در حال و آینده منطقه، نقش مهمی ایفا کند بنابراین بازخوانی و تأمل در شاکله کلی نظام اسلامی، اهمیت مضاعفی یافته است.
ایشان این بازخوانی را از زاویه ضرورت واقعبینی و حرکت آگاهانه نظام نیز مهم دانستند و افزودند: حرکتهایی که بیاعتنا به واقعیات و بدون توجه به افقهای دوردست صورت میگیرد، غالباً به گمراهی و اشتباه میانجامد بنابراین باید از این زاویه نیز مسیر طی شده و وضع فعلی را بازنگری کنیم.
حضرت آیتالله خامنهای با طرح چند سؤال اساسی، اهمیت این بحث را برای استادان و دانشجویان استان کرمانشاه، مورد تأکید بیشتر قرار دادند: مسئله پیری و جوانی نظام اسلامی چگونه قابل تحلیل است؟ آیا نظام، روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از این فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟
رهبر انقلاب اسلامی با توصیه به اصحاب فکر و فضیلت به ویژه در دانشگاه و حوزه و مراکز تصمیمگیری و تصمیمسازی برای تأمل و تفکر درباره سؤالات مطرح شده، به ترسیم زنجیرهای منطقی از مراحل شکلگیری، حرکت و استمرار نظام اسلامی پرداختند.
ایشان خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی یعنی جنبشی که حکومت فاسد ستمشاهی را سرنگون و زمینه را برای تشکیل نظام فراهم کرد، نظام اسلامی یعنی هویت و شاکله کلی که مردم برای کشور انتخاب کردند، تشکیل دولت اسلامی به معنای استقرار مجموعه دستگاههای مدیریتی و نظامهای اداره کشور، تشکیل جامعه اسلامی و سپس تشکیل امت اسلامی، حلقههای مختلف زنجیرهای هستند که راه گذشته، حال و آینده را مشخص میسازد.
مقام معظم رهبری در دیدار با بسیجیان کرمانشاه با اشاره به این نکته که برخی به بسیجیان لقب بی ترمز می دهند فرمودند:
یكى از چیزهائى هم كه من لازم است عرض كنم، این است كه بسیج پایبند به قوانین و مقررات و ارزشهائى است كه در قالب نظام مجسم شدند. ابتكار باید به وجود بیاید، نوآورى باید به وجود بیاید، اما بىانضباطى نه. یك عدهاى اشتباه میكنند؛ خیال میكنند بسیجى یعنى كسى كه پابند به مقررات نیست، پابند به قوانین نیست، پابند به ضوابط مستقر در جامعه نیست؛ نخیر، این اشتباه است، این خطاست.
البته اگر چنانچه هویت كلى بسیج كه گاهى در مجموعهى نظام خودش را نشان میدهد - یعنى شامل رهبرى و مجموعهى قانونگذار و اینها - ببیند یك ضابطهاى مانع است، آن ضابطه را عوض میكند. ضابطه را عوض میكند، نه اینكه بىضابطگى و بىانضباطى به خرج بدهد. از دورهى جنگ، در زبان بعضىها بود كه بسیج بىهوا حركت میكند - میگفتند بسیجِ بىترمز - علت هم این بود كه در میدانهاى جنگ، در عرصههاى نبرد، بسیجىها همین طور هى پا به زمین میكوبیدند، اصرار داشتند كه حمله انجام بگیرد؛ میخواستند زودتر تهاجم كنند.
آن روحیهى هیجان و نشاط جوانى، آنها را به سمت میدانها میكشاند. خب، فرماندهها همه جا مصلحت نمیدانستند؛ نگه میداشتند. یك نوع كشمكشِ اینجورى همیشه در بخشهاى مختلف جبهههاى نبرد وجود داشت. میگفتند بسیج بىترمز است. این به این معنا نیست كه بسیج بىانضباط است، یا باید بىانضباط باشد، یا بىانضباطى یك ارزش است؛ ابداً. خود نفس انضباط، منضبط بودن، منتظم بودن، یك ارزش است. امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) به فرزندانش وصیت میكند: «اوصیكم بتقوى اللَّه و نظم امركم»؛ كارتان را منظم داشته باشید، نظم داشته باشید.
اگر نظم از بین رفت، اگر این آهنگِ درست از بین رفت، ناهنجارى به وجود مىآید؛ در همه جا همین جور است. نظم است كه زمینه براى موفقیت فراهم میكند. یك نیروى نظامى هم اگر نظم نداشته باشد، بكلى بىفایده میشود. این تشریفاتى كه شما در نیروهاى نظامى ملاحظه میكنید، این رژه و سان و درجه و لباس و منظم بودن، اینها همهاش این نیست كه بخواهند ظاهر را درست كنند؛ نه، این عادت دادن نیروى نظامى به انضباط است، به نظم است.
شما از اینجا باید حركت كنید، از این خط یك قدم آن طرفتر نباید پا را بگذارید؛ این نظم است. خوشبختانه امروز، هم در سپاه، هم در ارتش مىبینیم كه این چیزها كاملاً رعایت میشود. نظم چیز لازمى است. اگر نظم را از یك مجموعهى نظامى، از یك واحد نظامى بگیرند، هیچ فایدهاى ندارد. فرض كنید یك تیپ نظامى هزار نفر آدمند. خب، هزار نفر آدم كه این كارائىها را ندارد. هزار نفر آدم وقتى در قالب یك تیپ، چند گردان، هر گردانى چند گروهان، هر گروهانى چند دسته، با فرماندهىهاى منظم، با حد مشخص، با دستور كارىِ منظم تشكیل شد، آنگاه این تیپ این توانائى را پیدا میكند؛ والّا هزار نفر آدم، بدون این نظم، بدون این برنامه، بدون این دستور، از او كارى برنمىآید.
نظم اینقدر مهم است. بنابراین انضباط ارزش است، بىانضباطى ارزش نیست؛ بىقانونى ارزش نیست، بر طبق مقررات عمل كردن ارزش است؛ این را توجه داشته باشند. این از این طرف؛ از آن طرف هم بعضىها براى اینكه حركتهاى ابتكارى را، حركتهاى برخاستهى از روحیهى بسیجى را به حاشیه و انزوا برانند، به بعضى از مقررات دستوپاگیر تمسك نكنند؛ این هم این طرف قضیه است.

حاج منصور ارضي در مراسم زيارت عاشورا در پنجمين روز از ايام حزن انگيز فاطميه(س) در حسينيه صنف لباس فروشهای تهران برگزار شد؛ در ادامه توضيح دعاي «عالية المضامين» و در خصوص تبيين «مراقبت از نماز» مطالب مهمي بدين شرح گفت:
* همه دعواهای آن گروه با حضرت زهرا(س) از اینجا شروع شد که به نمازشون اهمیت ندادند و به تدریج بت پرست هم شدند.
* یکی از دوستان می گفت كه رئیس دفتر کارخانه داري گفته تا وقتی زمان کار تموم نشده نمی توانید نماز بخوانید. گفتند: مگر شما مقام ولایت داری؟ گفت: اگر نمی خواهید برويد. به اين بهانه، همینجوری ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر را از این کارخانه اخراج کردند. در حالي كه آنها زن و بچه دار بودند. آن وقت این پرچمی که به اصطلاح بر سر زبانشان هست و می گويند «دولت عدالت خواه» و داریم این کارها را می کنیم و پشتیبان مردم هستیم؛ در کنار کارهايشان گذاشتند. اگر دقت کنید به یک جاهایی می رسید.
* وي در خصوص جوسازی های اخیر دفتر رئيس جمهور و طرح شکایت عليه ایشان به اتهام توهین به رئیس دفتر رئیس جمهور افزود:
بعضی از دوستان خواستند که سند « يهودیان امت پیامبر(ص) » را بيان كنم که این سند در کتاب « علی و صلی الله علی الباکین علی الحسین (ع) » آمده که عبارت است از اینکه در جلد ۴۴ بحارالانوار صفحه ۳۰۴ به نقل از « تفسیر منسوب به امام حسن عسگری(ع) » آمده است که در رابطه با آیه «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ» پیامبر خدا(ص) فرمودند: « این آیه برای اهل یهود است. حالا می خواهید یهودیان امت من را بشناسید. اینها (قریب به این مضامین) « یُبَدِّلونَ شَریعتی و سُنّتی، یَقتلون ذُرّیَّتی و یَقتلون الوَلدی الحَسن و الحُسین(علیهم السلام) کَما مثل أَسلاف الیَهود زَکریا و یَحیی » اینها یهودیان امت من هستند و آخرش هم به اینجا می رسد که خداوند قبل از قیامت یک هادی و مهدی (یعنی حضرت صاحب الزمان(عج) ) که از باقیمانده اولاد حسین مظلوم(ع) می باشد را برای فرزندان این یهودیان مبعوث خواهد کرد تا آنان را با شمشیرهای دوستانش (ببینيد چقدر ارزش دارد که جزء سپاه امام زمان (عج) باشیم) به هلاکت برساند.
* يعني اگر کسی بخواهد دین خدا و دین پیغمبر خدا(ص) را تغییر بدهد و تبدیل کند به چیز دیگری؛ این میشود یهود امت پيامبر(ص). پس این شد دلیل و سند ما براي بيان يهودي صفت.
* بعد هم یک عده ای می گويند كه چرا اهانت می کنید؟ یزید (لعنت الله علیه) هم به دین خدا اهانت و توهین کرد. عاقبت اباعبدالله(ع) فرمود: این «یابن دعیة» می خواهد از من بیعت بگیرد. يعني پسر پیغمبر(ص) هم جواب اهانت به دین را با اهانت داد. جواب اهانت به دین همین است. می گويند مگر مداح فحش میدهد؟ بله. مداح این کار را می کند، ولی کجا؟ آنجايي که باید بگويد می گويد. شما بروید و ببینید معنی «یابن دعیة و یابن خبیثة» چه می شود. برويد سوال کنید.
یک وقت اهانت شکل دیگري دارد آیه می فرماید: «واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»؛ ولی این (م) کسی هست که دارد به دین خدا و به پیامبران خدا(ع) ، (نوح و غیره) توهین می کند. می گويد آنها مدیریت ندارند، فراری هستند. همه اینها را گفته و به نبوت ما اهانت کرده و ما هم اهانت می کنیم. همه پیامبران را مسخره کرده و بعد هم گفته «دین ایرانی». یواش یواش هخامنش و کوروش و داریوش را هم آوردند.
* متأسفانه آن آقا در هیئت دولت می گويد: «این شخص (م) خيلي زلاله و من به حال این فرد غبطه می خورم». ببینید چه طور مسخ می شوند بعضي آدمها. این یک حقیقت است که دارند اهانت می کنند و وقتی جوابشان رو میدهی، صدايشان در می آيد.
* ما اطلاع داريم كه بعضي از اعضاء هيئت دولت هم از اين آقا و حرف هايش ناراحت هستند و شايد آنها هم مجبور به استعفا شوند.
* ما ضمن اينكه كارهاي خوب دولت و رئيس جمهور را تحسين مي كنيم، انحرافات آنها را هم بيان مي كنيم.
به گزارش جوان آنلاین،این شورا که هم اینک با لیدری اردشیر امیر ارجمند رابط فرقه سبز با منافقین و مجتبی واحدی به فعالیت مشغول بوده و در آشوب اسرائیلی ۲۵ بهمن سال گذشته نقش عمده ای را داشته اند،اخیرا پیامی را از سوی برخی از حامیان پنهان ضد انقلاب داخلی دریافت کرده اند که محتوای کلی آن هم انتقاد بوده و هم تحریک برای اقدامات جدی تر.
گفته می شود این افراد به سرکردگی قطب سوم فتنه در پاسخ به برخی انتقاداتی که نسبت به نامبرده مبنی بر سخنانش در مورد انتقاد از فرقه سبز شده بود به این شورا پیغام داده که کلام به اقتضای زمان و از باب مصلحت است ، عمل را ملاک قرار دهید !
گفتنی است این اقدام درحالی صورت گرفته است که این افراد تلاش فراوانی دارند تا در داخل کشور تنش های موضوعی و موضعی را همگام با اقدامات غرب ساماندهی کنند
به گزارش ۵۹۸ به نقل از شبکه ایران، رئیس جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در پنجمین جشن روز ملی فناوری هستهای به باور اشتباه دشمنان درباره ملت ایران اشاره کرد و گفت: دشمنان ملت ایران باور داشتند که می توانند جلوی ملت ایران را بگیرند؛ ما از بعضی تحلیل های درون گروهی آنان اطلاع داریم که باور داشتند اگر فشار بیاورند ملت ایران عقب نشینی می کند. در همین راستا، محمود احمدی بیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با شبکه ایران با اشاره به اینکه برخی افراد و جریان ها برای ناکارآمد نشان دادن اقدامات و رویکرد هسته ای دولت احمدی نژاد پالس هایی را از داخل کشور به دشمن می دادند، تصریح کرد: این موضوع بویژه در جریان فتنه ۸۸ کاملا آشکار شد. گروه اول عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در همین راستا به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره تاثیرگذاری تحریم های ضد ایرانی اشاره کرد و افزود: آقای هاشمی تلاش کرد چنین القا کند که قطعنامه ها نظام ما را به خطر می اندازد و اقدامات ضدایرانی دشمن تاثیرگذار بوده است. گروه دوم به گفته بیغش “حتی برخی دیگر از سیاسیون مسافرت ها و ملاقات هایی با برخی سازمان های بیگانه داشتند تا گروه ۱+۵ را وادار به افزایش فشارهای و قطعنامه های ضد ایرانی کنند.” وی با اشاره به اینکه این افراد تلاش می کردند به بیگانگان دلگرمی بدهند، گفت: برخی افراد مستقیم و یا غیر مستقیم با ۱+۵ مذاکراتی داشتند و حتی حاضر بودند استقلال کشور را به بیگانگان واگذار کنند. گروه سوم بیغش به گروه دیگری از مخالفان رویکرد هسته ای دولت اشاره کرد و گفت: برخی افراد که خود را هم اصولگرا می نامند به دلایل مختلف از جمله تنگ نظری ها حاضر شدند برای منافع دنیوی علیه دولت کارشکنی کنند.
دکتر احمدی نژاد سپس با بیان اینکه بعضی هم از داخل پالس هایی به دشمن می دادند، افزود: موردی داشتیم که می رفت، مستمر مذاکره می کرد و می گفت « چرا فشار را زیاد نمی کنید؟ چرا قطعنامه هایتان ضعیف است ؟ تند کنید و فشار بیاورید» و این را دشمنان واقعاً باور داشتند.
یکی از عناصر فتنه در جلسه ای به نقد درونی اقدامات اصلاح طلبان پرداخته و ادامه این رویه را موجب نابودی بسترساز یهای دوره اصلاحات ارزیابی کرده است. به گزارش صراط نیوز به نقل از جوان آنلاین،فرد مزبور با اشاره به اقدامات اصلاح طلبان در فتنه سال ۸۸ گفته است: این فضای دوساله نه تنها دستاوردی برای ما نداشته است ، بلکه بستر سازیهای اصلاحات پذیرفته شده را نیز با خود جارو نموده وبرده است ، ودر واقع می توان گفت رشته ها را پنبه نموده است .
وی با بیان اینکه هدف وی از این اظهارات ناامید کردن اصلاح طلبان نیست،افزوده است: نمی خواهم شمارا به یاس وناامیدی ببرم و این احساس را پیدا کنید که متضررشده اید ، نه اینطور نیست به هر حال این هزینه ای است که داریم می پردازیم ، والبته اشکالات زیادی هم وجود دارد که اگر سماجت ها وبرخوردهای شخصی وبهتر بگویم تسویه حساب ویا بعضی بی خردی ها نبود اینگونه نمی شد .
این فرد در ادامه «توجه نکردن به واقعیات» و«روی برگرداندن از نقد ومحاسبات برنامه ای» را موجب شکل گیری فضایی به ضرر اصلاح طلبان دانسته و در این خصوص گفته است: دستاورد ما اینها بوده است ، هم صدایی با کسانی که در مخیله هیچکداممان نمی گنجید که به عنوان متحد ما عمل کنند.به خوبی بیاد دارم که امام در بحبوحه انقلاب ودر مقطعی که هنوز پیروز نشده بودیم ، در پاسخ به سئوالی در باب حضور گروه های سیاسی گفتند، ما حتی در امر پیروزی انقلاب هم با مارکسیست ها همکاری نخواهیم کرد ، اما امروز حتی دربرابر حمایت صهیونیستها هم موضع گیری نمی کنیم.
وی در خاتمه همچنین گفته است: این مطالب در این جمع گفته می شود واگر پذیرفته ایم که باید به این راه ادامه بدهیم ، بحثی نیست ، چرا که بقول شیخ ، ما حتی یک راه باریک هم پشت سر خودمان باقی نگذاشته ایم .
وعده های غیر واقعی به برخی از حامیان جوان، حکایت از توهمی دارد که برخی افراد و مراکز نزدیک به جریان برانداز به دنبال خوراندن آن به مردم بودند اما گذشت زمان و ناکامی در این تاکتیک به مرور آنان را به پذیرفتن برخی آن عدم صداقت ها و شانتاژهای رسانه ای وادار کرده است.

علی رغم تمامی تبلیغات و صرفه هزینه های کلان تبلیغاتی از سوی مخالفین جمهوری اسلامی و بنیادهای غربی فعال در این عرصه، با گذشت زمان و تداوم ناکامی های فتنه سبز در مورد ایران سخنانی را از برخی اشخاص و سایت های نزدیک به این گروه ها می شنویم که حکایت از واقعیات دیگری دارند. گرچه بایکوت خبری و نپرداختن جدی به این مباحث از سوی بسیاری از رسانه های نزدیک به این طیف به منظور جلوگیری از افزایش اختلافات موجود و ناامیدی برخی از حامیان جوان تر از آنچه که آینده ی جنبش سبز خوانده می شود قابل درک است اما هر از گاهی برخی اشخاص نزدیک به سازمان های پژوهشی آمریکایی حامی جریان برانداز با بیان نظرات خود پرده از بسیاری از مسائل نادیده انگاشته شده بر می دارند.
در چند روز اخیر سایت “مردمک” از سایت های نزدیک به جریان موسوم به سبز با انتشار گفتگویی با “علیرضا نـادر” تحلیلگر سیاسی در موسسه آمریکایی رند( RAND Corporation) به بیان برخی از این واقعیات های نادیده انگاشته شده در مورد نظام جمهوری اسلامی و تلاش های ناکام جریان حامی ضد انقلاب پرداخته است. لذا به علت فعالیت غیر قابل انکار این بنیاد آمریکایی به نفع مخالفین جمهوری اسلامی بازخوانی برخی از مطالب این مصاحبه را ضروری می نماید.
گرچه هنوز هم پیگیری مطالبات شخصی و آرزوهای سیاسی و فرار از برخی از واقعیات در بسیاری از بخش های این گفتگو به چشم می خورد اما افول تدریجی سبزها و نمایان شدن برخی از دروغ ها و وعده های غیر واقعی به برخی از حامیان جوان، حاکیت از توهمی دارد که برخی افراد و مراکز نزدیک به جریان برانداز به دنبال خوراندن آن به مردم بودند اما گذشت زمان و ناکامی در این تاکتیک به مرور آنان را به پذیرفتن برخی آن عدم صداقت ها و شانتاژهای رسانه ای وادار کرده است.
ناکارامدی جریان سبز در جذب حداکثری حمایت مردمی و قوی بودن جمهوری اسلامی
پس از پایان انتخابات خرداد ۱۳۸۸ و آغاز حمایت های رسانه ای از آنچه که جنبش بیداری ایرانیان خوانده شد هموار نشان دادن ضعف جمهوری اسلامی و حمایت حداکثری افکار عمومی از جریانی که کشور را به سوی بسیاری از اقدامات آشوب طلبانه و ضد منافع ملی پیش برد در دستور کار قرار داشته است اما امروز و پس از گذشت مدت زمانی طولانی علی رضا نادر به بخشی از آن دروغ ها اعتراف می کند.
“به نظر میرسد جنبش سبز حمایت گستردهای در بین ایرانیان دارد ولی نتوانسته است این حمایت را برای تبدیلکردن نظام سیاسی به کار بگیرد. اصلاحطلبان به شکل موثری از حکومت بیرون انداخته شدهاند. و با وجودی که اعتراضها و تظاهرات شکل گرفته است، ولی در این تظاهرات عده کافی از ایرانیان برای تغییر وضعیت شرکت نکردهاند. به نظر میرسد که حکومت فعلا آنقدر قوی هست که جلوی فشارها بایستد”.
جنبش سبز بلاتکلیف است
“به نظر میرسد جنبش سبز پس از پایانگرفتن اعتراضها در بهمنماه ۸۸، بلاتکلیف و بیبرنامه شده است. اهداف جنبش سبز روشن نیستند. حالا باید پرسید هدف نهایی این جنبش چیست؟ اصلاحات؟ براندازی حکومت؟ حق مشارکت در انتخابات؟ کدام هدف، دستیافتنیتر است؟ و جنبش سبز چهطور میخواهد به اهدافش برسد؟ بیش از آنکه جوابی در دست باشد، سوالها مطرحاند و چالشهای بسیاری پیش روی جنبش سبز است”.
وفاداری اکثریت مردم و نهادهای حاکمیتی به رهبری
پس از آغار اعتراضات به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری در مدت اندکی جریان ضد انقلاب در حرکتی حساب شده به منظور ایجاد اختلاف و دو دستگی در نظام القای نارضایتی بخش هایی از نهادهای انقلابی چون سپاه و بسیج را از آنچه که سزکوب مردم خوانده شد در دستور کار قرار دادند.
در این سناریو نشان دادن عدم حمایت افکار عمومی از رهبری و رئیس جمهور منتخب بارها و بارها تکرار شد. اما گذشت زمان، واقعیات غیر قابل انکار جامعه و حتی اعترافات جسته و گریخته ی برخی از دشمنان قسم خورده ی جمهوری اسلامی حکایت از حقیقت دیگری داشت.
نادر در تأیید این نگرش می گوید: ” همچنین ایران یک کشور قدرتمند در منطقه است
خبرهای رسیده حاکی از آن است که وزارت کشور با فک پلمپ ساختمان حزب اعتماد ملی به شرط تغییر دبیرکل این حزب موافقت کرده است.
با انتشار این خبر قرار است اعضا حزب اعتماد ملی در نشستی فوق العاده دبیرکل حزب را از کروبی به منتجب نیا تغییر دهند.
با رخ دادن چنین اتفاقی یعنی گذشتن از کروبی در حزب اعتماد ملی، مهدی کروبی بزرگترین پشتوانه رسمی خود را که روزی موسسش بود از دست خواهد داد.
مهدی کروبی با از دست دادن حزب اعتماد ملی، مطمئنا دیگر در بین معدود طرفدارانش هم جایی نخواهد داشت و برای منافقین، کروبی هم به تمام مهره هایی سوخته ای خواهد پیوست که پیش از این، به زباله دان تاریخ دل بسته بودند.
از این پس مهدی کروبی باید در کنج خلوت خود روزهای آخر عمر خود را به تفکر بیندیشد که چگونه از امام خمینی به آزادی رسید! مسیر پر پیچ و خمی که در ترافیک سیاسی روز جامعه، طی نمودش بسی دشوار است؛ اما کروبی به راحتی و با استفاده از اتوبوس های تندرو آمریکا و اسراییل و با گذر از خط ویژه کاخ سفید، مسیر امام خمینی(ره) به آزادی را پیمود و در سال های آتی فقط و فقط نام کروبی را می توان یا در زباله دان های تاریخ یافت و یا زباله دان های شهرداری!!
مهدی کروبی که به قول خودش روزی دست راست امام خمینی(ره) و مسئول بنیاد شهید این مملکت بود؛ کارش به جایی رسیده است که امروز برعکس شهدا عمل می کند و نمک بر زخم خانواده شهدایی می پاشد که بر آرمان های فرزندان خود استوار هستند.
امثال کروبی و موسوی حتی نفس کشیدنشان هم در این مملکت خیانت است زیرا آنها زیر آسمانی نفس می کشند که جانبازان هشت سال دفاع مقدس هم از همان اکسیژن استشمام می کنند. گام نهادن کروبی و موسوی بر زمین هایی که با خون شهدا رنگین است، حرام است.
مهدی کروبی هر وقت توانست به همگان توضیح دهد که چرا حتی مسئول ستاد انتخاباتش هم به او رای نداد و یا چرا باید از حزبی که خودش موسسش بوده برکنار شود؛ آن وقت ما هم می توانیم قبول کنیم که او به خواب اصحاب کهف فرو نرفته بود!!!
مشرق: سال گذشته همزمان با تشدید فضاسازی ها و بحران های سیاسی و امنیتی دشمنان نظام و ضدانقلاب، یک گروه فرهنگی غیررسمی با عنوان "مبشران ظهور" فعالیت خود را آغاز کرد.این گروه که از اواسط سال 1388 فعالیت های خود را از طریق ارسال ایمیل های گروهی به مردم آغاز کرده بود، روز دوازدهم اسفند سال گذشته، فعالیت خود را بطور آشکار کلید زد و اقدام به تاسیس وبلاگی کرد که به دلیل طرح مسائل انحرافی و تعیین وقت برای ظهور امام عصر(عج) از سوی نهادهای مربوطه فیلتر شد.
فعالان این گروه که به نظر می رسد از سوی محافل خاصی مورد حمایت قرار دارند، اعتقاد دارند که ظهور امام عصر(عج) قطعاً در دوره جاری انجام می شود و علائم و اسامی مطرح شده درباره آستانه ظهور از جمله سفیانی، یمانی، خراسانی، شعیب بن صالح و غیره، همه و همه، بدون استثناء منطبق بر شخصیت های معاصر هستند.
اعضای این گروه، به قدری برای این فرضیات، استحکام قائلند که هر کس نظری را بر خلاف آنان بگوید نظر او را قاطعانه رد می کنند و دلایلی برای انحرافش ذکر می کنند.
این در حالی است که در وادی نشانه های ظهور، به جز شورش سفیانی و بعضاً قیام یمانی از یمن، هیچ علامت قطعی دیگری وجود ندارد و حتی طبق روایتی از امام جواد(ع)، درباره خروج سفیانی که از مهم ترین علائم قطعیه ظهور امام زمان(عج) است، نیز امکان تغییر تقدیر الهی و بداء وجود دارد.از سوی دیگر، توقیت (تعیین وقت) برای ظهور امام عصر(عج) از سوی اهل بیت(ع) مورد نهی شدید واقع و تأکید شده که کسی جز خداوند عالم، از این موضوع اطلاع ندارد.این گروه، پس از گسترش فعالیت های خود و جمع آوری مبالغی برای هزینه کرد نشر عقاید خود از طریق سایت و توزیع سی دی، اقدام به ارتباط گیری با سازمان ها و نهادهای مختلف کرد.
البته این بدان معنا نیست که تمامی احتمالات درباره علائم ظهور، نادرست باشد اما قطعی دانستن علائم و شخصیت هایی که این ادعاها بر آنها منطبق می شود، انحراف از جریان اصیل مهدویت به شمار می آید.موضوع ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اولین و اصلیترین و به عبارت دقیقتر تنها مسأله مهم فرا روی جامعه انسانی و به ویژه مسمانان و بالاخص شیعیان است. امری که حیات انسانی مردم به آن وابسته است. امید و آرزوی آیندهای روشن با آمدن او، انسانها را زنده نگه داشته و با فرهنگ انتظار است که زندگی ما معنا پیدا کرده است.
موضوع مهدویت و فرهنگ انتظار که در کلمات پیشوایان دین از آن سخن به میان آمده است مجموعهای کامل از باورها و رفتارهای لازم برای یک حرکت صحیح به سمت مقصد نهایی که همان آمادگی برای ظهور است را در درون خود دارد تا هر کس که خواهان آمدن اوست بتواند به درستی و بر اساس رضایت ولی خدا در مسیر آمادگی برای تحقق ظهور گام بردارد.وما امیدوار هستیم که این دوران زیبا و شکوهمند در زمان ما اتفاق بیافتد، و بخاطر همین اولین دعای ما ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.
فروبردن خشم درسیره امام محمد باقر(ع)

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن

اشاره:
در نوشتار گذشته، پاره ای از آیات مهدوی و وجوه دلالت این آیات بر امامت حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف)را بر شمردیم، در مقال حاضر به تبیین آیات دیگری مهدوی خواهیم پرداخت.
آیه پنجم
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرموده است: « عیسی پیش از روز رستاخیز به دنیا فرود میآید؛ پس پیروان هیچ ملتی، نه یهودی و نه غیر یهودی، باقی نمیماند مگر اینکه پیش از مرگشان، به او ایمان میآوردند و عیسی در پشت سر مهدی نماز میخواند».2
بسیاری از دانشمندان بزرگ شیعه در تفسیر این آیه، از "شهر بن حوشب" روایت کردهاند که گفت: «روزی حجاج به من گفت: آیهای در کتاب خدا هست که مرا ناتوان ساخته است. گفتم: ای امیر! کدام آیه است؟ گفت: این آیه که میگوید: « وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ». این آیه به صراحت میگوید: احدی از اهل کتاب نیست، جز اینکه پیش از مرگش به عیسی ایمان میآورد، در صورتی که من یهودی و نصرانی را میآورم و گردن میزنم و چشم به دهان او میدوزم و میبینم که دیده از جهان فرو میبندد و لبهایش را حرکت نمیدهد و اعترافی نمیکند.
گفتم: ای امیر! معنای آیه آن طور نیست که شما تصور کرده اید. گفت: پس چگونه است؟ گفتم: پیش از آنکه قیامت برپا شود، عیسی به زمین باز میگردد و در روی زمین هیچ یهودی و مسیحی و غیز از آنها باقی نمیمانند، مگر اینکه به او ایمان میآورند و او در پشت سر مهدی نماز میخواند.
گفت: وای بر تو! این معنا را از کجا آوردهای؟
گفتم: آن را محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب به من فرموده است.
حجاج گفت: به خدا سوگند! آن را از چشمه زلال معرفت آوردهای».3

وي افزود: اين جوان خدمت آيتالله بهجت رسيد و عرض كرد، آقا نسخه دادي، ولي مختصر بود، آقا گفتند: بگو چه نوشتم. جوان گفت: نوشتيد، راه رسيدن به كمال دو چيز است تعبد و تحرز. آقا گفتند: همين! غير اين نيست.
محفوظي در ادامه با اشاره به آيه «اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» (14 / اسراء) خطاب به طلاب گفت: علماي اخلاق، قرآن و ائمه معصومين (ع)، راه اول سعادت انسان را ترك معصيت معرفي ميكنند.
* پاسخ آخوند حسينقلي همداني به طلاب
استاد خارج حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: علماي تبريز نامهاي براي آخوند حسينقلي همداني نوشتند كه ما ميخواهيم در سير و سلوك وارد شويم، چه كنيم، ايشان در جواب گفتند: گناه نكنيد.
وي در ادامه با اشاره به آيه 110 سوره كهف، كمال واقعي در سير و سلوك و ترك گناه را رسيدن به لقاءالله معرفي كرد و افزود: اين امر ميسر نميشود، مگر اينكه انسان در اين راه سعي و تلاش داشته باشد چون خداوند در سوره انشقاق آيه 6 ميفرمايد: «يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ»؛ اي انسان! با هر رنج و زحمتي در راه عبادت و طاعت حق بكوش كه با پروردگار خود ملاقات خواهي كرد.
* با كدام چشم ميتوان امام زمان (عج) را ديد؟
اين استاد اخلاق در مورد ارتباط با امام زمان (عج) و لزوم پيراستگي از معاصي خاطرنشان كردند: با كدام چشم ميخواهيم حضرت وليعصر (عج) را ببينيم؟! آيا با چشم آلوده ميشود آقا را ديد؟ با گوش و زبان آلوده ميشود؟! اگر حضرت وليعصر(عج) از ما بپرسند با كدام چشم ميخواهيد مرا ببينيد؟ چه بگوييم.
وي با استناد به حديثي از اميرالمؤمنين (ع) متذكر شد: حضرت ميفرمايند: «ثمرة المحاسبة اصلاح النفس» (غرر الحكم ص 235) يعني؛ نتيجه حسابگري انسان از خود، اصلاح نفس است.
آيتالله محفوظي در پايان در مورد لزوم مخالفت انسان با خواهشهاي نفساني و حفظ بيتالمال با نقل روايتي از اميرالمؤمنين (ع) بيان داشت: شخصي ظرف عسلي، براي حضرت آورده بود، حضرت با انگشت خود مقداري عسل برداشت و نگاهي كرد و بعد انگشت خود را با لبه ظرف پاك كرد، آن شخص عرض كرد آيا عسل تقلبي است؟ حضرت فرمود: خير، اما براي من نيست، من پولش را ندادم. عرض كرد: آقا، اين همه طلا و نقره با بار شتران، از بصره براي شما آوردهاند. حضرت جواب دادند اين اموال براي من نيست مال مستضعفين و فقرا است.
رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي ستاد برگزاري همايش نكوداشت يكصدمين سالروز ميلاد آيتالله سيدمحمود طالقاني(ره) به بيان نحوه آشنايي و خاطرات خود با مرحوم آيتالله طالقاني پرداختند.

اعضاي ستاد برگزاري همايش نكوداشت يكصدمين سالروز ميلاد آيتالله سيدمحمود طالقاني(ره) با رهبر معظم انقلاب ديدار كردند. موسي حقاني، دبير مراسم نكوداشت كه صبح امروز (شنبه) در مركز همايشهاي بينالمللي صدا و سيما آغاز شده است، مشروح سخنان حضرت آيتالله خامنهاي را در اين ديدار قرائت كرد كه در پي ميآيد.
آقاي طالقاني اهل فكر نو بر محور دين و با تمركز بيشتر بر روي قرآن و نهجالبلاغه بود؛ يعني ايشان اصلاً اينجوري بود. لكن همه ابعاد شخصيت آقاي طالقاني بُعد روشنفكري ديني نيست. يك بُعد مهم بُعد مبارزه است. خيليها روشنفكر بودند اهل مبارزه نبودند؛ روشنفكر ديني هم بودند اهل مبارزه نبودند؛ همان خصلت عمومي تقريباً همه روشنفكران ديروز و شايد بعضاً امروز ما در آنها هم بود كه من يكوقت از يك نمايشنامهاي نقل كردم آقاي روي ايوان را كه پائين نميآيد توي مردم نميآيد با متن قضيه كار ندارد با ميدان كار ندارد، بالاي ايوان مينشيند تماشا ميكند حرف ميزند! خوب، خيلي از روشنفكرهاي ديني اينجوري بودند اما آقاي طالقاني نه، اهل عمل بود؛ يعني توي ميدان بود، احساس درد ميكرد حقيقتاً. اين را ما كه با ايشان معاشر بوديم، رفت و آمد ميكرديم، ميديديم، محسوس بود در ايشان. واضح بود كه آدمي اهلدرد بود و ميخواست مبارزه كند. لذا تبعات مبارزه را هم قبول كرد و به زندان افتاد. هيچ اظهاري از آقاي طالقاني بالواسطه يا بيواسطه نقل نشد؛ البته من هيچوقت با ايشان همزندان نبودم، اما همزندانهاي ايشان هم نقل ميكنند؛ خود ما هم ديدن ايشان ميرفتيم. گاهي از مشهد كه من ميآمدم، روزهاي ملاقات ميرفتم زندان قصر. از پشت ميلهاي صحبت ميكردند؛ دائم روحيه ميدادند.
من در دادگاه تجديدنظر ايشان، توي دادگاه بودم. يك صورت ظاهري درست كرده بودند كه هركس ميخواهد بيايد. يك سالن كوچكي گذاشته بودند آقاي طالقاني و ديگران نشسته بودند، ما هم آمديم به عنوان تماشاچي آنجا نشستيم. در وقت تنفس، من اولبار آنجا آقاي طالقاني را از نزديك ديدم. از دور ايشان را ميشناختيم و اسمش را شنيده بوديم اما از نزديك، من اولبار آنجا ايشان را ديدم. منشِ آقاي طالقاني توي اين دادگاه اصلاً روحيهبخش بود؛ خود منش ايشان. ايشان توي آن دادگاه نشسته بود، يك عصا هم دستش گرفته بود، با بياعتنائي تمام؛ رئيس دادگاه اسم متهمين را ميآورد كه بلند شوند خودشان را معرفي كنند؛ ايشان نه بلند شد، نه خودش را معرفي كرد؛ همان طور نشسته بود! آن رئيس دادگاه هم يك سرلشكري بود، هي دو بار، سه بار تكرار كرد. ايشان هم بياعتنا نشسته بود و به نظرم شايد اين را هم گفت: خوب، من را كه ميشناسيد، من محمود طالقانيام! يك آدم اينجورياي بود، يعني آدم مبارز، متكي به نفس، داراي اعتماد به نفس، متكي به خدا. اين يكي از ابعاد آقاي طالقاني.
يك بعد ديگر آقاي طالقاني كه به نظر من نبايد فراموش بشود، صفاي اين مرد بود. به قدري اين آدم باصفا و روراست و در معاشرتها صادق بود كه انسان از اين همه زلالي حيرت ميكرد. آدم زلالي بود آقاي طالقاني. هيچ در قيد و بند و ملاحظات و اينها نبود؛ نه ملاحظات آخوندي، نه ملاحظات روشنفكري، نه ملاحظات مبارزاتي. چيزهايي كه حالا به خودشان ببندند. مطلقاً در اين آدم وجود نداشت؛ صاف، روشن. هروقت من ميآمدم تهران، اوقاتي كه ايشان آزاد بودند، ميرفتيم منزل ايشان ـ يك بار دو بار ـ مينشستيم؛ اين منزل پيچ شميران. البته آن منزل بالا هم رفته بودم من، اما بيشتر اينجا ايشان را ميديديم. انسان وقتي مينشست پهلوي اين مرد، واقعاً روحيه ميگرفت؛ هم روحيه مبارزاتي، هم روحيه صفا و رفاقت و معنويت و اينها. اينها در اين شخصيتهاي برجسته، خوب است بزرگ بشود. ماها، غالباً آدمها، مبتلا هستيم به يك چيزهايي. اين آدم، آدم صافي بود، روراست بود، بيشائبه و بيشيلهپيله بود. نتيجه اين بيشيلهپيله بودن هم صراحتش بود، صراحت در بيان. همان خطبهاي كه شما اشاره كرديد، اين خطبه را نميشود عادي به حساب آورد؛ اينها دائماً ميگفتند: پدر طالقاني! اصلاً خودشان را فرزندان او معرفي ميكردند، به عنوان «پدر» او را اسم ميبردند. كيست كه توي اين رودربايستي گير نكند؟ آن آدمي كه توي اينجور رودربايستيها گير نكند و برود آنجور قرص و محكم توي خطبه و موضعِ به آن صراحت و به آن شدّت بگيرد، كيست؟ اينجور آدمي را آدم واقعاً بگردد پيدا كند. مرحوم طالقاني اينجوري بود. من بعد از همين خطبه ايشان تلفن كردم؛ گفتم: آقا، من خواستم از شما تشكر كنم به خاطر اين خطبه، گفت: بله، خيليها هم تلفن ميكنند فحش ميدهند به خاطر همين خطبه! اينجوري بود ديگر، تحمل ميكرد، يعني آدمي بود با يك روحيه اينجوري.
غرض، چقدر خوب است كه آقاي طالقاني معرفي ميشود. اين مناسبت صدسالگي هم خوب است. ايشان ظاهراً متولد حدود هزار و سيصد و بيست و نه قمري هستند. مرحوم آقاي آسيد مرتضاي عسکري كه با ايشان رفيق و همدوره و در قم با هم بودند، به نظرم ميگفت: من دو سال بزرگترم از آقاي طالقاني. به هرحال تاريخ، همان تاريخي كه نوشته شده درست است لابد.
انشاءالله كه خدا كمكتان كند! اين كار، كار خوبي است؛ منتها آقاي طالقاني را با همه ابعاد معرفي كنيد! صرف يك روشنفكر مذهبي نيست، همچناني كه صرف يك پيشنماز مسجد هدايت نيست، همچناني كه صرف يك مبارز نيست، يعني مجموعه اين خصوصيات را در ايشان معرفي كنيد!
هاشمی رفسنجانی در آستانه انتخاب هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری مواضع جدیدی را در دیدار اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری درباره جریان فتنه بیان کرد. به گزارش جهان به نقل از مشرق، چهار تن از اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری هفته گذشته با هاشمی رفسنجانی دیدار کردند تا برخی انتقادات مطرح در میان جبهه اصولگرایی را نسبت به رویکردها و عملکردهای وی به ویژه در دوران فتنه بازگو نمایند.
اعضای حاضر در این جلسه اسدالله بادامچیان، حسن غفوری فرد، محمدنبی حبیبی و ابوالفضل توکلی بینا بودند.
حبیبی در ابتدای جلسه با اشاره به سوابق مبارزاتی هاشمی و نقش وی در پیروزی و تثبیت انقلاب اسلامی، نسبت به مواضع سالیان اخیر هاشمی اظهار نگرانی کرد و از وی خواست مواضع خود را همگام با نظام و رهبری نماید.
یکی دیگر از اعضای جبهه پیروان در سخنانی تداوم سکوت هاشمی در قبال جریان فتنه به ویژه پس از فتنه ۲۵ بهمن را منجر به حذف وی از ریاست مجلس خبرگان و احتمالا مناصب دیگر دانست و نسبت به وقوع چنین اتفاقی ابراز نگرانی کرد.
هاشمی رفسنجانی در پاسخ به مطالب مطرح شده گفت: برخوردها و مواضعی که علیه من اتخاذ می شود بخشی ریشه در داخل و بخش دیگر ریشه در خارج کشور دارد. دشمنان نظام می خواهند بین من و رهبری فاصله بیندازند.
وی بدون اشاره به سکوت ۲۰ ماهه اش ، در ادامه به موضع اخیر خود در برابر جریان فتنه اشاره کرد و افزود: موضع من در برابر جریان فتنه همان است که در بیانیه هیات رئیسه مجلس خبرگان آمد.من برای اینکه هیچ حرف و حدیثی نباشد به آقای سید احمد خاتمی گفتم بیانیه ای تنظیم کن و من هم بدون کمترین ایرادی آن را امضا کردم.
هاشمی رفسنجانی در ادامه تاکید کرد موضع صریح و شفاف من محکومیت صد در صد فتنه است و بزودی در مجمع تشخیص مصلحت هم این موضع را بیان خواهم کرد.
وی همچنین با اشاره به اینکه در آینده نزدیک کتابی از وی درتحلیل و ارزیابی جریان فتنه منتشر خواهد شد افزود: من در این کتاب اثبات کرده ام که پیش از همه نسبت به تولدجریان فتنه در فضای کشور هشدار داده ام.
هاشمی رفسنجانی همچنین از آمادگی خود برای ورود فرزندش مهدی هاشمی به کشور و محاکمه وی در دستگاه قضایی خبر داد.
وی در این جلسه بدون اشاره به نامه ۱۹ خرداد۸۸ خود خطاب به مقام معظم رهبری که به صراحت ایشان را تهدید به وقوع نافرمانی های مدنی کرده بود، ازعشق و علاقه خود به مقام معظم رهبری سخن گفت و تصریح کرد:من سه خط قرمز روشن دارم.۱-نظام۲- ولایت فقیه۳-شخص آیت الله خامنه ای.
هاشمی سپس در سخنانی احساسی که از مدت ها قبل طرح این سخنان پیش بینی می شد، گفت:من به شخص آقای خامنه ای عشق می ورزم و این دوستی را با هیچ چیزی عوض نمی کنم.ایشان عشق قلبی من است.اگر یک هفته ایشان را نبینم احساس کمبود می کنم.ایشان در رهبری بدیل و نظیر ندارد. من معتقدم اگر جایگاه ولی فقیه در این کشور ضربه بخورد دشمن به نظام ضربه خواهد زد.
هاشمی رفسنجانی همچنین بدون اشاره به استقرار تیمی از حامیان وی در قم برای رایزنی با برخی اعضای مجلس خبرگان تاکید کرد: من به دنبال پست و مقام نیستم. همان دوره قبل هم نمی خواستم کاندیدای ریاست شوم. نظر من هم روی آقای مهدوی کنی بود ولی با تکلیفی که رهبری کردند برای خبرگان کاندیدا شدم.
این ادعای آقای هاشمی در حالی بیان می شود که سیره رهبر معظم انقلاب اسلامی در مواردی همچون مجلس خبرگان و ریاست آن هیچگاه توصیه و دخالت نبوده است که این مهم را برخی اعضای خبرگان در روز گذشته بیان کردند. از سوی دیگر تدارک دیدار هاشمی با اعضای جبهه پیروان و حزب موتلفه در آستانه اجلاس خبرگان می تواند همراه با تامل باشد.
“ضعیف” ادامه داد: موسوی و کروبی چه می خواهند؟ و برای چه جوانان را برای تظاهرات دعوت می کنند؟ آیا این دو کور، کر و احمق هستند و نمی بینند ایران به چه جایگاه منطقه ای و بین المللی رسیده که کشورهای منطقه قادر به رقابت با آن نیستند؟ ایا این فریب خوردگان نمی بینند ایران به الگویی برای عزت و کرامت در سطح جهان تبدیل شده است؟ آیا این فریب خوردگان دستاوردهای بزرگ ایران را نمی بینند که باعث شده است قدرت های بزرگ شگفت زده شده و با شکست کامل خود در به زانو درآوردن ایران و از بین بردن نقش این کشور روبرو شوند. وی این دو را مورد علاقه غرب و صهیونیست ها دانست و افزود: پس از پیروزی منطقی و طبیعی “محمود احمدی نژاد” در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، شاهد آن بودیم که شکست خوردگان این انتخابات به همراه طرفداران خود تظاهرات گسترده ای برپا کردند؛ تظاهراتی که در آن سطحی نگری سیاسی وجود داشت. تحلیل گر عرب تایمز تصریح کرد: شکر خدا که این دو نفر نتوانستند در انتخابات ایران پیروز شوند؛ چرا که یقینا در صورتی که این افراد در ایران به قدرت می رسیدند بسیاری از دستاوردهای منطقه ای و جهانی ایران را از بین می بردند. این مقاله در ادامه تصریح کرد: ای کروبی، ای موسوی و ای کسانی که در خط این افراد هستید آیا به خاطر خدا، دین، ملت و دولت خود پروا نمی کنید؟ شما دنبال چه ایرانی هستید؟ چه آزادی هایی را برای مخاطبان جوان خود نوید می دهید؟ آیا خواهان ایران الگوبرداری شده از مدل های غربی هستید که با ادعای آزادی اندیشه و آزادی جنسی، کرامت انسان را تا سرحد حیوان تنزل داده اند و الگوهای مختلف فساد در این کشورها گسترش پیدا کرده است و قوانینی برای حمایت از این فساد وضع کرده اند؟ نویسنده عرب تایمز در ادامه تصریح کرد: رهبران ایران الگوی مورد علاقه شدید بیشتر کشورهای عربی هستند. به خدا سوگند اگر در کشورهای ما افرادی نظیر احمدی نژاد بودند که می دانستند چه زمانی نه و چه زمانی آری بگویند این انقلاب ها، تظاهرات و کودتاها روی نمی داد. این مقاله در پایان افزود: ای ملت و ای جوانان ایران، اگر آمریکا و غرب می دانستند احمدی نژاد و دولت وی می توانند عاملی برای حفظ منافع راهبردی آنان در منطقه باشند، مدیحه سرای آنان می شدند ولی بر همگان روشن است که آمریکا و غرب دشمن احمدی نژاد و سیاست های وی هستند این در حالی است از سیاست ها و رویکردها کروبی و موسوی حمایت می کنند و آن را مورد تقدیر قرار می دهند. کروبی و موسی دلخواه غرب و صهیونیست ها هستند.